گذر عمر
اخرندیدی ،که به چه حالتی گذشت
پیش تمام دوستان و یاران،خجل
شرمنده،که عمری به خجالتی گذشت
در مکتب بزرگان و واعظان عشق
ساعت پی دقیقه امد و به رذالتی گذشت
افسوس که عمری گذشت ای یارباوفا
دیر امدی و امدنت به ندامتی گذشت
ای کاش در این محفل سیاهی و تیره
ان لحظه که صباامد و به صداقتی گذشت
گذرعمر را در ان ساعت نگه میداشتی
یاسالیانی که از عمرم به جهالتی گذشت
انگار که این زندگی یک دمی بیش نبود
ان سالیان درازی که به ساعتی گذشت.